جشنواره بستنی2

شنبه سیزدهم همون ماه و سالی که تو پست قبل ذکر شد به قولم عمل نموده و پا شدیم رفتیم عکس گیراننیشخند

اولا اینکه مسابقه بستنی بود که بدلیل وجود دیواری از آدم نتونستیم مشاهده کنیم! فقط دستمو دراز کردم بالا و از تو صفحه ی گوشی نگاه کردم. بین خانم ها بود اونجوری که دیدم. قضیه ی یک کیلو بستنی بود که کی سریع تر میخوره! یه خانمه سی سال به بالا برنده شد که جایزه ش هم یک کارتن بستنی بودتشویق

بی خیال. خب فالوده گرفتیم و رفتیم تو پارک خوردیم و دوباره برگشتیم جشنواره. اینم جناب فالوده:

بعدشم ایشون رو میل کردیم. سر نصف کردنش جالب بود! نمیتونستیم نصفش کنیم و بابام رفت چنگالی چیزی بیاره که نصفش کنیم. تا پا شد رفت من یهو نصفش کردم! وقتی برگشت قیافش خنده دار بود! هاهاها:

اینم اون دستگاه شکلاتی که مرا مجذوب خود نموده بود:خیال باطل

 

اینجا هم بستنی مجانی میدادن:خنده

 

فکر کنین بابای بیچاره ی من بین این جمعیت چی کشید! تا بخواد یه بستنی واسه من بگیره پنج دقیقه طول کشید! میخواست بیاد بیرون از جمعیت ولی دید جوانان پررو بازی در میاورند تصمیمشان عوض شد!قهقهه

دلم سوخت!

اینم مقایسه ای زیبــــــــــــــــا:

 

خوراکی های غیر مجانی

 

بستنی مجانی

من که نفهمیدم دستمال و بوگیرماشین و اینا به بستنی چه ربطی دارن:ابرو

 

بدون شرح:

 

 

 

---------- 

و در همین جا پرونده ی جشنواره بستنی بابل را می بندم.

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

به به چه آپ خوشمزه ای.[خوشمزه][خوشمزه]

فریبا

وااااااای کوکو.الان ساعت از 2 گذشته و من هنوز نهار نخوردم.صبحانه هم نخورده بودم.دارم صدای دلم رومیشنوم از گرسنگی. اومدم آپت رو خوندم الان دارم رو به قبله درازکش میشم.ما رفتیم... حلالمون کن...

فریبا

اصلا همش به کنار.اون فالوده رو بچسب.دیوونشم. خوشمزه بود؟ می مردی برا ما هم می آوردی؟[منتظر]

شبنم

سلام دایی جونم وب جدیدمه.یه سر بزن.[ماچ]

فریبا

کوکو بیا که اپیدم.یه آپ طولانی.البته یه آپ شخصیه ولی دوس دارم تو بخونیش.فقط تو ها.به هیچکدوم از لینکهام نگفتم آپیدم. اما خب کوکوی کبیری گفتن دیگه دیگه دیگه...

فریبا

چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] هیچ نظری از تو نیومده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

محمد

آره بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو! جهنم همدیگرو ملاقات مینموووووییییم

نگار

آره بابا بستنی مجانی میدادن ولی چیجوری اونم مردم بابلم انقدکه شکم پرستن خدا میدونه. رفتیم بستنی بگیریم ییهو یه جمعیت عظیم اومدن بسنی مجانی بگیرن یکی از اماکن اومده بود داشت زنونه مردونه میکرد. خداییش باید یکی بیاد اهمینارو جم کنه اصن این موضوعات بهم چه ربطی داش[سوال]

یسنا

منم فالوده میخواممممممممممم[خوشمزه][ناراحت][خوشمزه][ناراحت]

یسنا

ممنون بابت عکسا! خدایی خیلی حال داد![ماچ][بغل][ماچ]