سیل

دوساعت پیش داشتم اینترنت کار میکردم یهو رعدوبرق شورو شدخیال باطل

من زودی کامپیوترو اینترنتو خاموش کردم رفتم حیاط!خنثی

نم نم بارون میزد آروم آروم تند شد تبدیل شد به سیل!!!خنثی

منم تو حیاط واساده بودمو نیگا میکردم

آخرش به خاطر موهای شونه نکرده ی خیس که شبیه جنگل شدن برگشتم بالاخنثی

ولی به خاطر موهای سَرَم, صورتم زیاد خیس نشد

_______

چرت نوشت:

اصن حال گذاشتن اون شکلکایی که قبلا میذاشتمو ندارماوه

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

سلام.خوب و خوش و سرحالی دختر ناااااااازنین؟؟؟ وااااااییییییییییی نمی دونی چقدر از خوندن این پستت ذوق مرگیده شدم.اصلا یه حس خیلی خوبی بهم دست داد.جیییییییییییگرم حاااااااااااال اومد.دمت گرم...یاد پاییز افتادم و کلی حالیدم.خوش به حالت که بارون دیدی.پَ چرا تهران هیچ خبری نیست؟هان؟جواب بده.چرا تهران خبری نیست؟خب تقصیر توئه دیگه.آره آره آره تقصیر تو...تو...تو...فقط تو!چرا؟؟؟چون "چ" چسبیده به "را"...اونش دیگه به شما دخلی نداره. راستی حس کنجکاوی من دوباره برانگیخته شده.دو تا سوال ازت دارم که منتظر جوابشم.زود باش رخصت بده تا ازت سوال بپرسم. چون حسِ قویِ فضولیه داره شعله می کشه.بپرسم؟؟؟؟؟؟ منتظرمااااااااااااااااااااااا...یه وقت اوشکول نکنی ما رو...اون وقت با خودم طرفی[مغرور]

باران

سر پشخالوي نيم وجبي... ازون وجب گنده ها! جير جير جير

طناز

با سلام و عرض خسته نباشید[نیشخند] بیا خونه ما یه سر بزن[بازنده][نیشخند]

طناز

[گل]راستی ممنون بابته شکلکا[بغل][ماچ]

باران

دلم ميخاد تا صب از همون جيغا بزنم!

Fazi

ای بابا تو میای ایجا از بارون بنویسی دل مارو اب کنی[دلشکسته] اول فک کردم گفتی تو عنوانت سبیل[نیشخند]

Fazi

مگه این جا جنگله چه خبره سرم رف ای داد بیداد

sara

ای بابا اینجا که اصن بارون نمیاد بیادم حداکثرش 2 قطره[ناراحت]